ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

473

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مورد خانواده‌هاى اروپائى نيز وضع بر همين منوال است ؛ در اندرون شاه من به هيچ موردى از آن برنخوردم . برعكس در خانوادهء فقرا اغلب همهء اعضاى فاميل به آن مبتلا مىگردند . خانوادهء فقيرى به من مراجعه كرد كه از اعضاى آن زن تكمه‌هاى سادهء فراوان ، دختر بزرگتر يك تكمه به روى استخوان صورت ، پسر دوم تكمه‌اى به روى لب بالا ، و سومين دختر تكمه‌اى به روى گونهء خود داشت . در مورد دخترى شانزده ساله ، بيمارى بر اثر گزيدگى نيش زنبورى بر روى استخوان بينى در همان‌جا ظاهر شد و در مورد پسر بچه‌اى ، يعنى پسر كشيش ارمنى در اصفهان پس از سائيدگى خفيف پوست كه بر اثر سقوط به روى بينى ايجاد شده بود ، سالك بروز كرد . در اين دو مورد اخير به نظر مىرسد كه ممكن است جرثومهء بيمارى از موضعى كه مجروح بوده وارد شده باشد . اينكه مىگويند بيمارى مدتى مديد پس از مراجعت به منطقه‌اى كه از اين بيمارى در آن اثرى نيست ممكن است بروز كند به عقيدهء من مبتنى بر خطاست ، چه امكان دارد به لكه‌اى كه در ابتدا هيچ مزاحم نيست مدتها عنايتى نشود و تازه بعد هنگامى كه شروع به نرم شدن كرد ، بدان توجه كنند . تا به حال خيال مىكردند كه اين ناراحتى يكى از متفرعات خوش‌خيم ميكربهاى بيماريهاى ديگر باشد و به همين دليل براى مقابله با آن داروهاى بىخاصيتى به كار مىبردند كه فقط بيشتر به كار پوشاندن زخم مىخورد تا علاج آن و پس از آنكه من اطمينان حاصل كردم مادهء مترشحهء تكمه‌ها نه قدرت جذب شدن دارد و نه التيام بافتى پيدا مىكند ، كوشيدم آن را با اسيد نيتريك غليظ بسوزانم و زودتر از آنچه به‌طور طبيعى بهبود پيدا مىكند وادار به آب شدن و از بين رفتن كنم و از اين طريق در مورد هر نوع اين بيمارى و هر مرحله از آن با موفقيتى كاملا غير قابل انتظار روبرو شدم . هرگاه هنوز قرحه به چرك نيفتاده بود ، در اثر سوزاندن عمل تسريع مىشد ، و در عين حال به آن اندازه محدود مىگرديد ، جاى زخم حتى المقدور كم‌عمق ، مسطح و بىرنگ برجاى مىماند . از طرف ديگر سوزاندن شديد ، گوشت آوردن ناجور و همچنين آماسهائى را كه هنوز آب نيفتاده بود از بين مىبرد و باعث مىشد كه جريان به سلامت و سرعت خاتمه يابد . هر كجا كه مواد آلوده قبلا در عمق نفوذ كرده بود من عمل سوزاندن را پس از ده روز تجديد مىكردم ؛ هيچ‌گاه نشد كه بيش از دوبار سوزاندن لازم شود . بدين ترتيب توفيق يافتم كه با به كار بردن اين روش همواره تكمه‌هاى ساده را در سه تا چهار هفته معالجه كنم . در مورد تكمه‌هاى انفيلتره هم نتايج حاصله چشمگير بود بخصوص از نظر كوچكى و زشتى كمتر جاى زخم . نوع حلقه‌اى سالك احتياجى به سوزاندن شديد نداشت اما هرگاه تكمه‌هاى كوچك تازه‌اى ظاهر مىشد ناگزير از تكرار اين عمل بوديم . حتى در مورد بدترين نوع مرض يعنى سالك خوره‌اى سوزاندن زخم از خارج و داخل باعث مىشود كه توسعهء زخم و انتشار آن متوقف گردد . به زودى پاداش خود را گرفتم و روش